سفر رئیس جمهور چین به نیویورک را می توان یک امر بی سابقه و نشان دهنده یک مسیر جدید در مناسبات پکن-واشگتن دانست، مناسباتی که به گفته سران چین و آمریکا روابط دو کشور را در نقطه شروع تاریخی جدید قرار می دهد.
سفر شی جینپینگ رئیسجمهور چین به ایالات متحده آمریکا رویدادی مهم در روابط دو قدرت بزرگ جهان است که در بستر رقابتهای اقتصادی و سیاسی انجام میشود و میتواند به مدیریت تنشها و گسترش همکاریها کمک کند.
این دیدار علاوه بر روابط دوجانبه، بر معادلات جهانی نیز تأثیرگذار است و میتواند نشانهای از تلاش برای حفظ ثبات بینالمللی باشد، هرچند موفقیت آن همچنان با ابهام همراه است.
در پایان سفر شی جینپینگ به ایالات متحده آمریکا، دو طرف بر سر چند محور کلیدی از جمله تقویت همکاریهای اقتصادی، مدیریت رقابت در حوزه فناوری و ادامه گفتوگوهای دیپلماتیک به تفاهمهایی دست یافتند. همچنین بر حفظ کانالهای ارتباطی برای جلوگیری از سوءتفاهمهای امنیتی و همکاری در موضوعات جهانی مانند تغییرات اقلیمی تأکید شد؛ هرچند اختلافات ساختاری میان چین و آمریکا همچنان پابرجاست و نتایج این توافقها در عمل به نحوه اجرای آنها بستگی دارد.
«محمدرضا منافی» کارشناس مسائل چین در گفتوگو با ایسنا در تحلیل خود از سفر شی جینپینگ به نیویورک و گفتوگوهای انجام شده با دونالد ترامپ گفت: اولین نکته که توجه بسیاری از محافل بینالمللی را در خصوص سفر شی جینپینگ به واشنگتن جلب کرده، دیدار دوباره سران چین و آمریکا در دوره کمتر از شش ماه اخیر است. ترامپ در ماه می سال جاری میلادی سفری به پکن انجام داد. دو سفر دوجانبه از سوی سران دو کشور در مدت کمتر از شش ماه، در تاریخ روابط دو کشور بیسابقه است. ضمن این که در فرصت کوتاه باقی مانده تا پایان سال جاری میلادی، شی و ترامپ دوباره به کشورهای یکدیگر سفر خواهند کرد. ترامپ در ماه نوامبر برای شرکت در اجلاس همکاری اقتصادی آسیا ـ اقیانوسیه به میزبانی شهر شِنجن چین، بار دیگر به این کشور سفر خواهد کرد و شی هم قرار است در ماه دسامبر امسال در اجلاس گروه ۲۰ که در فلوریدا برگزار میشود حضور یابد.
آیا چین و آمریکا در مسیر جدیدی قرار دارند؟
وی تصریح کرد: بنابراین چهار ملاقات سران دو کشور در یک سال یک امر بیسابقه و نشان دهنده مسیر جدید در مناسبات پکن ـ واشگتن است. شی جینپینگ هم در سفر اخیر به واشگتن به صراحت به این موضوع اشاره کرد و گفت که «روابط دو کشور در نقطه شروع تاریخی جدید قرار دارد.» اما وقوع سفرهای بیسابقه و حتی ایجاد یک مسیر تازه در روابط، بنا به دلایل متعدد، لزوما به معنای خوش بینی برای حل اختلافات و تنشهای بین دو قدرت غرب و شرق نیست.

این کارشناس مسائل بینالملل همچنین بیان کرد: به هرحال شکاف میان چین و آمریکا به عنوان دو رقیب جهانی در جنگ تجاری، فناوری، اقتصاد، قدرت نظامی، هوش مصنوعی، صنعت، مسئله تایوان، نفوذ آمریکا بر تایوان، ژاپن و فیلیپین و تلاش برای مانع تراشی برای چین از طریق آنها، دیدگاههای متفاوت نسبت به مسائل جهانی و غیره، به حدی است که جمله نمادین شی جینپینگ مبنی بر این که «روابط دو کشور در نقطه شروع تاریخی جدید قرار دارد»، بیش از آنکه واقع بینانه باشد، یک عبارت سیاسی ـ تبلیغاتی برای اقناع افکار عمومی و البته ترفندی برای مدیریت تنشها است.
گره اختلافات باز میشود؟
منافی با بیان اینکه «پکن و واشنگتن به خوبی نسبت به عمق اختلافات دو طرف آگاه هستند و هیچ یک انتظار ندارند حتی چهار سفر متقابل سران دو کشور در مدت کمتر از یک سال، بتواند گرهای از اختلافات موجود باز کند»، گفت: واقعیتی که دو طرف و به ویژه طرف چینی دنبال میکند این است که اجازه ندهند مسأله یا مسائل جدید به اختلافات موجود بین دو کشور افزوده شود. به عبارت دیگر شی جینپینگ در تلاش برای مدیریت روابط چین و آمریکا و جلوگیری از تشدید اختلافات است زیرا هرگونه تشدید خصومت میان چین و آمریکا، مانعی در مسیر توسعه سریع چین خواهد بود. اگر دو طرف در همین حد هم به توافق برسند و بتواند گامهایی هرچند کوچک برای یافتن راهحلهایی برای تنشهای روابط خود بردارند، خودش یک دستاورد بزرگ محسوب میشود.
این کارشناس مسائل چین خاطرنشان کرد: واقع امر این است که اختلافات ساختاری، عمیق و بلندمدتی میان چین و آمریکا وجود دارد و رقابت میان آنها ناگزیر طولانیمدت خواهد بود. لذا دستیابی به توافقهای مقطعی با موضوعات مشخص در نشست سران دو کشور، هرگز به معنای ناپدید شدن تضادها نیست؛ آنچه تعیینکننده واقعیت است، اقدامات عملی و گامهای عملی هر دو طرف در ادامه مسیر خواهد بود، نه صرفاً بیانیههای صادر شده در طول گفتوگوها.
وی یادآور شد: شی جینپینگ در سخنرانی یا ملاقات خود با ترامپ در طول این سفر، چند بار از کلیدواژه «همزیستی» بهجای واژههای دیپلماتیک مرسومتر مثل دوستی یا مشارکت استفاده کرد. این ادبیات نشان میدهد که چین نمیتواند دستکم در آینده نزدیک به پایان رویکردها و سیاستهای یکجانبهگرایانه آمریکا امیدوار باشد؛ بلکه تلاش میکند زمینهای برای همزیستی بین دو قدرت ایجاد کند؛ دو قدرت رقیبی که فعلا حرفی برای گفتن در خصوص روابط یا مشارکت دوستانه ندارند ولی ناگزیرند، در عین اختلافات، به عنوان دو قدرت ناسازگار، همزیستی با یکدیگر را تمرین کنند تا آسیبهای متقابل به منافع یکدیگر به حداقل ممکن برسد.

منافی همچنین اظهار کرد: شی جینپینگ به عنوان یک سیاسمتدار واقعگرا و آیندهنگر، در واقع در حال ریلگذاری شاید برای سالها یا حتی دهها سال آینده است. دقیقا به همین دلیل است که او در سخنانش در مراسم استقبال ترامپ در کاخ سفید، از یک ابتکار مهم رونمایی کرد: «دعوت از ۱۰۰ هزار دانشجو و جوان آمریکایی به چین در پنج سال آینده برای تحصیل و تبادل فرهنگی». شی به دنبال راهی برای تغییر نگاه افکار عمومی آینده آمریکا به چین است. او به صراحت گفت که «امیدِ روابط آینده چین و آمریکا در دست جوانان است.» این رویکرد حاکی از آن است که در کوتاه مدت قرار نیست معجزهای برای کاهش تنش و بیاعتمادی و خصومت میان چین و آمریکا رخ دهد و هرگونه تغییر در آینده نیز، به گامهای عملی و متقابل هر دو طرف بستگی دارد.
جنگ ایران و آمریکا چه جایگاهی در نگاه چین به آمریکا دارد؟
منافی در ادامه اظهار کرد: از سوی دیگر هم، ترامپ که در همان آغاز دوران ریاست جمهوری خود، کارش را با تعرفههای شدید علیه کالاهای چینی و جنگ تجاری طوفانی با چین شروع کرد، حالا به نظر میرسد دستکم چند گام عقب نشینی کرده، چون نمیخواهد در شرایط کنونی، چین را هم به سبد مسائل حاد پیش رو واشنگتن اضافه کند. ترامپ در شرایط کنونی درگیر جنگ ایران، بحران تنگه هرمز و افزایش بهای سوخت و مسائل اقتصادی در آمریکا است و تلاش میکند حمایت و همراهی چین را در جنگ مقابل ایران کسب کند و چین را هم با تحریمهای خود همراه کند تا فشار بیشتری بری ایران وارد کند، لذا در چنین شرایطی قصد ندارد به گونهای رفتار کند که به اختلافات میان چین و آمریکا دامن زده شود.
وی افزود: تشریفات و استقبال کم سابقه ترامپ از شی در طول این سفر، به ویژه حضور شخص ترامپ و همسرش پای پلههای هواپیمای شی جینپینگ در فرودگاه نظامی واشنگتن و اسکورت هواپیمای او با چند فروند جنگنده، نشان داد که ترامپ اهمیت بسیار زیادی به این سفر قائل است. در مجموع، سفر شی به واشنگتن را باید صرفا یک سفر دوجانبه و جدا از مسائل و بحرانهای جهانی از جمله جنگ ایران و آمریکا دانست.

این کارشناس مسائل چین خاطرنشان کرد: چین تمایل ندارد این گونه فرصتهای دوجانبه، تحتالشعاع مسائل خارج از روابط چین و آمریکا از جمله مساله تنگه هرمز و ایران قرار گیرد، هرچند که مدیریت روابط پکن ـ واشنگتن و شکلگیری یک آرامش نسبی در این مناسبات، میتواند به صورت خودکار بر بسیاری مسائل منطقهای و جهانی به صورت غیرمستقیم اثرگذار باشد و ثبات بیشتری برای جهان به دنبال داشته باشد.
منافی با تاکید بر اینکه «اهمیت مساله ایران و به ویژه تنگه هرمز برای چین بر کسی پوشیده نیست»، گفت: وزارت امور خارجه چین و یا دیگر مقامات عالی این کشور تقریبا هر هفته موضع ثابت خود را مبنی بر ضرورت کاهش تنشها میان ایران و آمریکا از طریق گفتوگو و بازگشایی کامل تنگه هرمز اعلام میکنند. حتی شخص شی جینپینگ در سفر اخیرش به دهلی نو برای شرکت در اجلاس سران بریکس، به صراحت از تمایل چین برای کمک به کاهش تنش ها و حمایت از تلاشهای برای پیشبرد روند دیپلماسی با هدف پایان دادن جنگ سخن گفت.
وی تاکید کرد: اما چینیها اصولا مسائل را از هم تفکیک میکنند و هر موضوع را در سر جای خود، مورد توجه قرار میدهند. سفر شی به واشنگتن، حول محور روابط و مسائل دوجانبه بوده و انتظار هم نمیرفت که مساله ایران و خلیج فارس بخشی از دستور کار آن باشد، هرچند ممکن است در لابلای گفتوگوهای شی ـ ترامپ تا حدی به آن پرداخته شده باشد.
تایوان همچنان لاینحل باقی میماند!
این کارشناس مسائل چین درباره واکنش وزارت خارجه تایوان به اظهارات شی جینپینگ در نیویورک گفت: در خصوص مساله تایوان که یکی از حساسترین خط قرمزهای چین به شمار میرود، هیچ افق روشنی برای دستیابی واشنگتن و پکن به توافق بر سر این مسئله در سالهای پیش رو وجود ندارد. اگرچه دو ابرقدرت ظاهرا مسیر مدیریت تنشها را در پیش گرفتهاند، اما به عنوان دو رقیب، هرگز از اهرمهای فشار در دسترس برای تحت فشار قرار دادن یکدیگر در مواقع ضروری غافل نخواهند شد.
وی تصریح کرد: جزیره تایوان هم به لحاظ موقعیت جغرافیایی راهبردی و مسیر دسترسی چین به عمق آبهای اقیانوس آرام، هم به لحاظ اصول هویت و حاکمیت ملی و هم به دلیل آنکه بزرگترین تولیدکننده پیشرفتهترین تراشههای الکترونیکی جهان به شمار میرود، ارزش و اهمیت فوقالعاده حیاتی برای چین دارد و ایالات متحده به خوبی نسبت به آن واقف است.
انتهای پیام