ادعای دونالد ترامپ درباره «با خاک یکسان کردن» جزیره خارگ، بیش از آنکه روایت یک واقعیت میدانی باشد، تلاشی برای ساختن تصویری از پیروزی در جنگی است که معنای خارگ را برای ایران نمیتوان با چند جمله و چند تصویر رسانهای تغییر داد؛ جزیرهای که در سختترین سالهای جنگ تحمیلی زیر آتش ماند، اما شریان صادرات نفت ایران را رها نکرد و امروز نیز نامش با مقاومت و ایستادگی گره خورده است.
به گزارش خارگ نیوز، شاید از اتاقهای تصمیمگیری واشنگتن، خارگ فقط یک نقطه روی نقشه و مجموعهای از تأسیسات راهبردی انرژی به نظر برسد؛ اما برای ایران، خارگ بسیار فراتر از این مختصات جغرافیایی است.
خارگ، بخشی از حافظه تاریخی ایران است؛ جزیرهای که در سالهای جنگ تحمیلی بارها زیر حملات دشمن قرار گرفت، اما کارکنان صنعت نفت و مردم آن اجازه ندادند آتش جنگ، چراغ اقتصاد ایران را خاموش کند.
اینجاست که یک تفاوت اساسی میان نگاه واشنگتن و واقعیت خارگ شکل میگیرد.
آمریکا ممکن است یک تأسیسات را هدف قرار دهد، یک اسکله را بزند یا بخشی از زیرساختها را آسیبپذیر کند؛ اما نمیتواند تاریخ را بمباران کند.
نمیتواند حافظه مردمی را که سالها در این جزیره زیر صدای آژیر و بمباران زندگی کردهاند پاک کند و نمیتواند با یک جمله سیاسی، روایتی را که نسلها از ایستادگی ساختهاند تغییر دهد.
ترامپ اگر تاریخ خارگ را خوانده باشد، باید بداند که این جزیره پیش از او نیز آزمونهای بسیار سختتری را پشت سر گذاشته است.
در سالهای جنگ تحمیلی، هدف روشن بود؛ قطع صادرات نفت، مختل کردن فعالیتهای نفتی و فشار آوردن بر اقتصاد ایران.
اما خارگ ماند.
کارکنان نفت ماندند.
زندگی ادامه پیدا کرد.
و صادرات نفت ایران نیز با همه دشواریها متوقف نشد.
پس مسئله فقط این نیست که امروز چه میزان خسارت به یک زیرساخت وارد شده یا یک عملیات نظامی چه ابعادی داشته است. اینها موضوعاتی است که باید درباره آنها بر اساس واقعیتهای میدانی و گزارشهای دقیق سخن گفت.
مسئله بزرگتر، توهمی است که در ادبیات سیاسی آمریکا بارها تکرار شده است: اینکه میتوان با حمله نظامی، اراده یک ملت را از بین برد.
این همان محاسبهای است که بارها در منطقه شکست خورده است.
خارگ برای مردمش فقط یک جزیره نیست. خانه است، خاطره است، کار است، زندگی است و بخشی از هویت تاریخی صنعت نفت ایران.
برای همین است که جمله «خارگ را با خاک یکسان کردیم» حتی اگر در چارچوب تبلیغات سیاسی واشنگتن با آب و تاب تکرار شود، نمیتواند واقعیت را تغییر دهد.
ویرانی یک سازه با ویرانی یک سرزمین و یک ملت تفاوت دارد.
آمریکا قدرت نظامی بزرگی است و نمیتوان خسارت جنگ را انکار کرد؛ اما بزرگنمایی و تبدیل حمله به یک نمایش تبلیغاتی، چیزی از واقعیت میدان کم نمیکند.
پیروزی را نمیتوان صرفاً با تعداد بمبها اندازه گرفت.
اگر قرار بود هر حملهای به معنای پیروزی باشد، تاریخ جهان پر از «پیروزیهای» کوتاهمدتی بود که چند سال بعد نامشان تنها در کتابهای تاریخ باقی ماند.
ترامپ باید بداند که خارگ را شاید بتوان هدف قرار داد، اما نمیتوان آن را از تاریخ ایران حذف کرد.
این جزیره پیش از او نیز زیر آتش رفته است و پس از آتش نیز دوباره ایستاده است.